قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5105

تاريخ الفي ( فارسى )

تكركوت « 1 » و آن نواحى است - به غايت محكم است ، زيركخان هرچند سعى نمود آنها را به دست آورد ، نتوانست . و به دهلى خبر رسيد كه سلطان احمد ، حاكم گجرات به ناگور آمده است ، بنابرآن خضر خان متوجه ناگور شد . و سلطان احمد تا رسيدن او توقف نكرد و به طرف داوود روان شد و خضر خان به جهابن « 2 » آمد . امير الياس خان ، حاكم شهرنو كه سلطان علاء الدين بنا كرده بود به ملازمت آمده نوازش يافت و خضر خان به راه گواليار مراجعت نموده از حاكم آنجا مال مقررى گرفت و به دهلى آمد . و سلطان احمد ، حاكم گجرات در اين سال به جانب پدريادر « 3 » كه در تصرف نصير بود لشكر كشيد و آن ولايت را به تصرف درآورد و نصير به قلعهء اسير گريخت . و خبر رسيد كه هوشنگ شاه ، حاكم مالوه به طلب مقدّم . . . « 4 » به جانب گجرات آمده است . و سلطان احمد بالضروره مراجعت نموده هوشنگ نيز به ولايت خود بازگشت . و در تاريخ مباركشاهى محاصره نمودن حاكم گجرات ناگور را در اين سال مذكور است . در احوال سلاطين گجرات از احوال سلطان بجز آنكه به پدريادر رفت و معاودت نمود [ 559 الف ] امرى ديگر نقل نكرده‌اند و در احوال حاكم مالوه توجه او را به گجرات به موجب طلب مقدمات گجرات در سنهء احدى و عشرين [ و ثمانمائه - 821 ] نوشته‌اند . و صاحب تاريخ بهادر شاهى اگرچه لايق اعتراض نيست ، اما چون بجز آن تاريخى از احوال سلاطين هند در ميان نيست ، به ناچار به خطاى او اشارت مىرود كه در احوال هريك از اين سلاطين از آنچه از احوال ديگرى نوشته غفلت نموده نقيض نوشته است . و در اين سال سلطان سكندر بن سلطان قطب الدّين به استصواب مادر سلطان - كه سوره‌رانى نام داشت - و امرا و اركان دولت ، بعد از پدر به سلطنت نشست و او از جميع سلاطين كشمير به شوكت و عظمت و كثرت لشكر ممتاز بود و مهابت بسيار داشت . و مادر سلطان سكندر در اوايل حكومت پسرش اكثر مهمات به وجه نيك سرانجام نمود و چون از داماد خود ، شاه محمد نام نسبت به سلطان سكندر مخالفت دريافت ، اولا زنش را كه دختر او بود ، از ميان برداشت و اودى « 5 » - كه مادرى از امراى معتبر بود و مدار مهمات بر او بود - هيبت خان ، برادر سلطان را به توهمى زهر داده هلاك كرد . و سلطان از اين جهت با اودى از سلطان التماس نمود كه رفته و تبّت را بگيرد . و غرضش آن بود كه از غضب او دور باشد .

--> ( 1 ) . م : تكوكرت . ( 2 ) . ق : حابر ؛ م : جابر ؛ ش : جهان . تصحيح از منتخب التواريخ . ( 3 ) . ق : + سلطان بود . ( 4 ) . دو كلمه ناخواناست : « اندروحلسا و ادور ؟ ؟ ؟ » . ( 5 ) . م : اورى .